محمد جواد مغنية ( مترجم : احمد مقدسى )

17

اين است وهابيت . . . ( هذي هي الوهابية ) ( فارسى )

--> - مستشرقان رسوا گشتند و كوچك و بزرگ به كذب و توطئه آنها پىبردند استعمار در جستجوى مزدور و جاسوس جديدى بود كه در ظاهر هويتى اسلامى - عربى داشته باشد ولى وقتى مزدش پرداخت شد دين و قوم خود را به شيطان بفروشد . آنها وقتى حفناوى را يافتند غرق در شادى شدند و مأموريت توطئه برضد اسلام و مخدوش كردن چهره بزرگان مسلمين را به او واگذار كردند و برايش خطوطى ترسيم كردند كه در كتاب « ابو سفيان شيخ الامويين » به روشنى و وضوح ديده مىشود ، اين خطوط در امور زير خلاصه مىشود : نگاه كنيد به « الشيعه و الحاكمون » نوشته محمد جواد مغنيه و با تحقيق و تصرف سامى عزيرى . 1 - مخدوش ساختن چهره امير المؤمنين على بن ابيطالب عليهما السّلام زيرا او اولين كسى بود كه دعوت اسلام و جهاد را لبيك گفت و در نصرت و يارى اسلام از همه آزمايش‌ها سربلند بيرون آمد . 2 - استعمار ضربه‌زدن به مصادر اسلامى به‌خصوص منابع تاريخى و به‌طور ويژه منابع تاريخى قديم را به حفناوى محول كرد زيرا آن مصادر بهترين و معتبرترين منابع براى شناخت حقايق و واقعيت‌هاى اسلام و معرفى بزرگان مسلمين هستند ، بزرگانى كه به واسطه سيره آنان و انتشار اصول و تعاليمشان ، انسانيت پيروز گشته و ملت‌ها از قيد بندگى آزاد مىشوند . 3 - ستايش از كفر و فساد و ظلم و ستم و بىعدالتى و رواج و گسترش آن‌را به حفناوى سفيانى سپرد . كه اين‌كار در پوشش تمجيد و بزرگداشت امويان انجام شد كه تجسم كفر ، بىدينى ، فساد ، كينه ، حسد ، دشمنى ، شهوت ، دروغ ، رياكارى و افترا هستند . ولى حفناوى فراموش كرد و يا وانمود كرده كه ابو سفيان سرسخت‌ترين دشمن رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلّم در جنگ‌ها بود . غزوات پيامبر خود شاهد و گوياى اين مطلب است . او به دست عباس اسلام آورد . عباس مردم را از كشتن او بازداشت و درحالىكه بر ترك خود سوارش كرده بود او را نزد پيامبر آورد . پيامبر او را بزرگ و محترم داشت ولى جزاى اين رفتار پيامبر اين بود كه فرزندانش با على عليه السّلام جنگيدند ، حسن عليه السّلام را مسموم كردند و حسين عليه السّلام را كشتند و چادر را از سر زنان حرم او كشيدند . زين العابدين عليه السّلام را به غل و -